میمون
دیشب تو خواب حرف میزدی ،با یه نگرانی خاصی میگفتی میمون میمون
اخه این عروسک میمونت رو خیلی دوست داری

امروز شونه خودت رو آوردی و موهامو شونه کردی و گیر سرم رو به موهام زدی ،وقتی برمیگشتم که ببوسمت اشاره میکردی به تلویزیون و یه چیزایی میگفتی :منظورت این بود تو تلویزیون ببین تا من موهاتو درست کنم
نفسمی دخترم ،نفس
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی




میمون 




